شاید ...
سهشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۴
میان خط های پاک شده با تو!
به پارچه ای فکر می کنم که بوی زندگی داشته باشد. پر از رنگ.
سررشته ای از دوخت و دوز ندارم ولی پارچه ای می خواهم تا به قامت خودم اندازه اش بزنم و با دست خودم کوک.
دامنی با بوی جنگل و کوه و صحرا و چرخان در امواج باد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر