پنجشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۳

این یعنی خداحافظ ازدواج؟

وقتی در جایی زندگی می کنی که همه چیز تاریخچه دارد باید مراقب باشی. زندگی شکل موزه پیدا می کند. حتی خانه ای که در آن زندگی می کنی جزوی از میراث جهانی می شود که هیچ جنگی حق بمباران کردن آن را ندارد.
در این خانه ی پر از تاریخچه چه سخت می شود صاحب خانه ای که انگشتر اجدادی اش را گم کرده دلداری داد، و چه سخت تر می شود وقتی این انگشتر حلقه ازدواجی باشد که قرار بوده نسل به نسل منتقل شود!

پ.ن. این روزها دچار سانتیمانتالیسمم، تحملم کنید :-)

۵ نظر:

  1. حالا اين سانتيمانتاليسم چه نوع مريضي اي هست؟! خوب مي شه؟! واگير كه نداره؟! دكتر رفتي؟! داروي خاصي مصرف مي كني؟! جاييت هم درد مي كنه؟! غذا چي مي خوري؟! به خاطر هواست؟! ...

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. امیدوارم درمون داشته باشه. البته اوضاع خیلی هم امیدوارکننده نیست.
      گفتم شاید نتیجه هوای آخر آگوسته، ولی دقت که می کنم می بینم ریشه دارتر از آگوست باید باشه!
      دکترها بهش می گن لوس بازی و معتقدند که خیلی جدی نیست، دارویی هم تجویز نمی کنند، اینه که روز به روز اوضاع وخیم تر می شه.
      درمورد غذا هم یکی دوروزه که دلم هوس زرشک پلو با مرغ کرده ولی گفتن پرهیز کن تا خوب شی! حالا من پرهیز می کنم ولی می دونم که اعتباری به خوب شدن نیست!

      حذف
  2. کجای جهانی دقیقا...مونتریال بهم نمی خوریم. ولی شاید یک جای دیگه همدیگر را ببینیم.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. چه حیف! وقتی دیدم می ری کانادا کلی خوشحال شدم، گفتم شاید بشه هم رو ببینیم.
      من برلین زندگی می کنم، خیلی از تو دورم فکر می کنم :( ولی گفته بودی شاید بیایی تور اروپا، امیدوارم بازم بهش فکر کنی :)

      حذف
    2. حتما! اون اطراف آمدم بهت خبر می دم.

      حذف