نهم اردیبهشتماه هشتادونه
نگهبان ساختمون اومده بوده کلید جدید آپارتمان رو به دومینیک* بده که دومینیک با لحن شوخش گفته: همچنان مجرد؟! و نگهبان جواب داده: نیمهمجرد. در ادامه توضیح داده: من مرد یک زن نیستم. دومینیک هم با همون لحنش گفته: خوب چه خوب، پس میتونی یه شب هم با من باشی، صبح صبحونه که خوردیم هر کی میره سر زندگیش، نگهبان که من حدس میزنم تعجب کرده باشه، گفته: نه دومینیک، با تو نه!
حالا دومینیک عصبانیه و میگه: نمیدونم چرا همون موقع بهش نگفتم ولی حتمن زنگ میزنم و بهش میگم که من میدونم چون فلج هستم نخواسته با من باشه!
*یکی از همسایهها که سیزده سال پیش طی یک حادثه از کمر به پایین فلج شده و روی ویلچر حرکت میکنه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر