سه‌شنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۹

ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر

وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست

۴ نظر:

  1. ما که نفهمیدیم چی می خوای بگی؟اما مطمئنن حرف مهمیه:)

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام مهدیه.خییییییلی دلم می خواست جای تو بودم.برنامه بلند مدت دارم که منم ایران نمونم.خدا رو چه دیدی شاید منم اومدم پیشت!!!!!
    خیلی خوبه که از اونجا می نویسی اینطوری از قفسی که برامون ساختن فراتر می ریم.اخه چرا یه اروپا رفتن واسه یه ایرانی باید اینقدر سخت باشه.صد رحمت به افغانستان!!1

    پاسخ دادنحذف
  3. آره متین چراکه نه، خوبه آدم یه وقت هایی همه ی قفس هایی رو که خودش و اطرافیانش براش ساختن بشکنه.
    شاید تا موقعی که تو اومدی اینجا من برگشته باشم ایران اون وقت تو از تجربیاتت می نویسی و من می خونم :)

    پاسخ دادنحذف