چهاردهم آبان ماه هشتادونه
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
بابا تو هم خون فشان شدی دیگه گذشت از ما این حرفا اما چه کنم رفقای من دل زنده اند و اول چلچلیشوناما خوبه که هنوز هستی
سلام چه عجب چشم ما به جمل شما روشن شد حالا عاشق یا غیر عاشق ؟ راستی عاشق شدی ؟غم حجرانم داری یا نه ؟درد عشق چی میکشی ؟ بپرکسم یا نه ؟خلاصه که اگه اذیتت کرد و انداختت به غم حجران و فراق و آب دیده و این حرفا فقط کافیه عکسشو بدی !
نمیدونم چی بگم فقط اینو میدونم که منم این روزا اصلن از عاشق بودن و عاشق شدن و عاشق ماندن دل خوشی ندارم
بابا تو هم خون فشان شدی دیگه گذشت از ما این حرفا اما چه کنم رفقای من دل زنده اند و اول چلچلیشون
پاسخ دادنحذفاما خوبه که هنوز هستی
سلام چه عجب چشم ما به جمل شما روشن شد حالا عاشق یا غیر عاشق ؟ راستی عاشق شدی ؟غم حجرانم داری یا نه ؟درد عشق چی میکشی ؟ بپرکسم یا نه ؟خلاصه که اگه اذیتت کرد و انداختت به غم حجران و فراق و آب دیده و این حرفا فقط کافیه عکسشو بدی !
پاسخ دادنحذفنمیدونم چی بگم فقط اینو میدونم که منم این روزا اصلن از عاشق بودن و عاشق شدن و عاشق ماندن دل خوشی ندارم
پاسخ دادنحذف