پنجشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۹

چهاردهم مرداد هشتادونه

بارون

بارون

باز هم بارون

و خنکای نیمه شب تابستون

۴ نظر:

  1. دلم بارون می خواد
    بگو بباره...

    پاسخ دادنحذف
  2. ديگر نه باغي وجود داشت
    نه مادربزرگي

    پاسخ دادنحذف
  3. نمی خوای بگی که چترم رو بیارم با خودم و اون چکمه های خفن تا زانو را.

    پاسخ دادنحذف