دوشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۹

آسایشگاه

ششم اردیبهشت‌ماه هشتادونه

بین درختان پر از حیوانات جنگلیه. گاه و بی‌گاه آهویی، خرگوشی از وسط جاده می‌گذره. اطراف جاده هنوز اثراتی از برف زمستانی دیده می‌شه. جرج و ماری آروم جلو نشستن و از مسائل مختلف جنگل صحبت می‌کنن. جرج نقطه‌ای بالای کوه بین درختان جنگلی رو نشون می‌ده و می‌گه اون خونه‌ی سفید رو می‌بینی، می‌ریم اونجا.

مکانی مجهز برای بیماران قلبی - تنفسی. بیماران می‌تونن هر مقداری که می‌خوان اینجا بمونن و از هوای تمیز کوهستان، مناظر زیبا و خدمات کامل خونه استفاده کنن. از ماشین پیاده می‌شیم. هوای عجیبیه. یادم نمی‌یاد این هوا رو تو هیچ‌کدوم از کوهنوردی‌ها تجربه کرده باشم. حیوانات جنگلی با آرامش اطراف ساختمان حرکت می‌کنن. ترس معنایی نداره. حتی ترس از مرگ هم بی‌معناست.

۷ نظر:

  1. سلام /نگرانم کردی از این اسایشگاه! جای خوبی باید باشه اما امیدوارم هیچ وقت عزیزان من گذارشون به اونجا-حداقل برای موندن -نیفته.

    پاسخ دادنحذف
  2. ببینم نکنه رفته بودی بهشت / چه تصویر زیبایی /تصور من از اون هم زیباتر بود/دلم می خواد اونجا بمیرم

    پاسخ دادنحذف
  3. مکرمه جان اصلن جای نگرانی نیست، قراره ماری (همون کوکب خانوم خودمون که قبلن درموردش صحبت کردیم) دو هفته اونجا استراحت کنه، امیدوارم هیچ وقت هیچ عزیزی گذرش به آسایشگاه نیوفته ولی اگه هم می اوفته اقبال به همچین جایی راهنماییش کنه :)

    آره سمیرا خوب تصویر رو گرفتی، واقعن گوشه ای از بهشت بود، به معنای دقیق کلمه آسایشگاه :)

    پاسخ دادنحذف
  4. واقعن دمي رفتم توي اين جنگل و برگشتم. افرين به تو بااين نثر. هيچ وقت فكرش رو نمي كردم شاگردزرنگ كلاسمون كه مسايل رياضي رو عالي حل مي كرد امروز اينطوري بنويسه

    پاسخ دادنحذف
  5. چه خوبه که آسایش هست هنوز تو گوشه ای از این زمین...
    خوبه که هستی
    مواظب خودت باش و به جای همه آسایش داشته باش!!!

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام مهدیه جونم.آدم با خوندن این نوشته احساس خفگی می کنه.انگار اینجا تو ایران هوا نیست و هیچ قانونی جز قانون جنگل حکمفرما نیست.

    پاسخ دادنحذف
  7. سین دخت جان آسایش بنا به جبر جغرافیایی برای همیشه از وجود ما ربوده شده، اما خوشحالم که می بینم هنوز بر زندگی برخی انسان ها آسایش حاکم است.

    سلام متین جان خوش اومدی :)
    واقعیت اینه که جنس دغدغه های ما در ایران خیلی از دغدغه های مردم این سرزمین متفاوته.
    با امید روزی که ما هم نه برای زنده بودن که برای زیباتر زیستن بجنگیم.

    پاسخ دادنحذف