یکم بهمنماه هشتادوهشت
- ماری زن فوقالعاده مهربون و پر انرژیای که بسیار به زن بودن خودش اهمیت میده. شیک میپوشه و ظاهر خیلی خوبی داره. عطر دلنشیی میزنه و مراقبه که نکنه موی زائدی بر پوست صورتش دیده شه. از همه مهمتر اینکه خیلی به جزئیات خونه دقت میکنه و در یک کلام مثل کوکب خانوم زن تمیز و باسلیقهای است J تنها تفاوتش با کوکب خانوم اینه که در کنار خانهداری سالها به تدریس فلسفه و اخلاق مشغول بوده.
- ماری مشکل تنفس داره. در واقع نمیتونه به طور طبیعی نفس بکشه. در تمام مدت لولهای از کپسول اکسیژن به گردنش وصله و بهش اکسیژن میرسونه. حنجرهاش جراحی شده و صدایش به زحمت شنیده میشه. نصف بدنش هم نیمه فلجه و به همین دلیل گردنش به یک سو خم شده. ظاهرن سه سال پیش کاملن نصف بدنش فلج بوده و روی ویلچر زندگی میکرده اما الان بدون مشکل حرکت میکنه و اگه لولهی اکسیژن، گردن خمیده و البته حرف زدنش نباشه اصلن حس نمیکنی مشکل سلامتی داشته باشه.
گاهی فکر می کنم اگه ماری در ایران به دنیا اومده بود و این مشکلات در ایران براش به وجود اومده بودند الان نباید زنده میبود.
آی گفتی
پاسخ دادنحذفچند وقت پیش همین بحث رو با یکی از دوستام داشتم که خیلی از بیماریها تو ایران محکوم به مرگ و نابودی می شن
تازه کاش بیماری بود
دیروز فکر می کردم خیلی از انتخاب ها تو ایران منجر به افسردگی و نا امیدی مطلق داره می شه...
کاش می شد کاری کرد
بی خیال
سعی می کنم به روی خودم نیارم تو خوبی؟
نکته جالب توجه اینجاس که آدما نه به خاطر عدم وجود امکانات پزشکی بلکه به دلیل مسایل روحی روانی و البته اندیشه ای محکوم به مرگ هستن، این مسئله زیاد ربطی به شدت و حدت بیماری نداره.
پاسخ دادنحذفسین دخت جونم منم خوبم یعنی منم سعی می کنم این واقعیت ها رو ببینم و لبخند بزنم :)
سلام خیلی جالبه که این خانم کار تدریس هم میکنه اگه تو ایران بود خیلی که شانس میاورد گوشه یه آسایشگاه روزاشو با شمردن برگ درختا میگذروند البته همه اینا به اراده انسان هم بستگی داره اما اراده هم یه گوشش تو فرهنگ و تربیت هر ملته ..
پاسخ دادنحذفمتاسفانه ...
پاسخ دادنحذفدرد کوچکی ست!
پاسخ دادنحذفمهم اینه که طرف تو ایران نیست
پاسخ دادنحذفdaghiighan hamine. age too iran naa saalem bashi az zendegiye maämooli va normalet kharej mishi.
پاسخ دادنحذف