سه‌شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۸

ردپا

بیست‌ویکم دی‌ماه هشتادوهشت

خلوت نیمه‌شب زمستانی

سفیدِ سفید

ردپاهایی از تو

- به عمق شاید سیزده سال -

و برفی که آرام آرام محو می‌کند

------

بعد از پیاده‌روی شبانه و به یاد نگاه نگران یک دوست.

۵ نظر:

  1. نمی دانم چرا! اما همیشه دی را با بیست و یک البته(21) می شناسم. اسم دی را که می شنوم یاد 21 می افتم.!
    اما اینجا خلوت نیمه شب زمستان
    مه آلود است و سرد. نه اثری از رد پاست، نه اثری از سپیدی.

    پاسخ دادنحذف
  2. مهدیه دلم برف می خواد
    اینجا هوا هم قاط زده...

    پاسخ دادنحذف
  3. خیلی جاتون خالیه، امسال برف اینجا دیر اومد ولی خوشبختانه وقتی اومد همه رو حسابی شرمنده کرد.
    امیدوارم یک درصد توجه ی که خدا به سرزمین کفار!!! داره رو به ایران ما داشته باشه:)
    حالا اگه این خواسته نشدنیه لااقل یه برفی بفرسته که سین دخت عزیزم خوشحال بشه.

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام ببینم نکنه دلت گرفته دوست جونم ؟نوشتهات بوی دل گرفتگی میده ..

    پاسخ دادنحذف
  5. مکرمه جونم زندگی بعضی وقت ها خیلی پیچیده می شه...

    پاسخ دادنحذف