چهاردهم دیماه هشتادوهشت
- خونهای سهطبقه با آجرای قرمز رنگ.
رهگذر باتعجب خانههای اطراف را نشان می دهد. خانهها همه یک شکلاند. معماریای انگلیسی با آجرهایی قرمز رنگ.
- اوه ... مثل اینکه گم شدم!
رهگذر لبخند گرمی میزند: زیاد نگران نباش ... همهی ما گم شدیم.
همه درا رو بزن بالاخره یکی اونیه که تو م یخوای خوب D:
پاسخ دادنحذفآخه مشکل اینجاست که توی هیچ کدوم از خونه ها کسی منتظرش نیست و کلید خونه تو جیب خودشه!
پاسخ دادنحذفتا باشه از این گم شدن ها!! آدم دلش می خواد همین طوری دور هم این جور جاها گم بشه یه وقتایی!!!
پاسخ دادنحذفممنون از سین دخت به خاطر معرفیش!
خوش اومدین. من هم از سیندخت عزیز ممنونم.
پاسخ دادنحذف