چهارشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۸

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

هجدهم آذرماه هشتادوهشت

مردمی که به امید ملت شدن به پاخاستند، نا خواسته به امتی تبدیل شدند که با قدرت هرچه تمام‌تر نادانسته دیو خفته را بیدار کردند، امروز این امت که به جامعه‌ی بزرگ برده‌داری تغیر شکل پیدا کرده، چه بیهوده در تلاش برای خواب کردن این دیو به پاخاسته.

۲ نظر:

  1. سلام .آره روزهای خوابگاه فرهاد مخصوصا یه شب خاصیش هیچ وقت از یادم نمیره ..طاها هم خوبه و حالا توی 6 ساله دارم کلاس زبان میفرستمش اون سیستمی که صحبتش رو کردیم نشد اما تو یه سیستم دیگه داره میخونه ..ممنون از اینکه یادت بود امیدوار بودم باشی بتونیم با هم دوباره یه کوهی بریم خیلی دنبال پایه کوه میگردم دلم توی این شهر تاریکه پر از ترس داره میپوسه ..جات خالی نباشه !
    ..میل من هست
    m_shushtari

    پاسخ دادنحذف
  2. چرا همه قصه ها حتما یه دیو داره
    چرا همه قصه ها باید توش سختی باشه
    چرا همیشه باید باید باید ...
    یکی می گفت دوره حکومت کیومرث 9 ساله اکا حکومت ضحاک هزار سال ...
    پرم از این چراها..............

    پاسخ دادنحذف