جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۳

گفته بودم دلم آب می خواهد و طبیعت که ش. به برنامه سالیانه  اش برای تعطیلات پنجاهه دعوتم کرد. شنبه کوله را برداشتیم و قایق را بر آب انداختیم و حرکت کردیم. رفتیم به سمت برلین شرقی و منطقه برایدنبورگ.

کشتی های تفریحی کوچک و بزرگ از کنارمان می گذرند. زنهایی که روی کشتی در حال بزنره شدنند و مردهایی که گویی با در دست داشتن فرمان کشتی از مرد بودنشان خوشحال. ش. معتقد است این کشتی ها باید بیشتر متعلق به شرقی هایی (برلین شرقی) باشند که از اتحاد آلمان شرقی و غربی سود برده اند. این نظرش را شب با شنیدن صدای رقص و پایکوبی تایید می کند. می گوید این شیوه پخش موسیقی با صدای بلند و مهمانی هایی با این شکل مختص جی دی آر است. شب را با این صدا می خوابیم و صبح قبل از این که خورشید بسوزاند حرکت می کنیم. به جزیره ای می رسیم به نام جزیره میلیونرها. جزیره ای مخصوص پولدارهای برلین، آنها که در گذر روزهای سخت و تاریخی برلین به پول و ثروت رسیده اند، و هر کدام با افتخار پرچم آلمان را بر درب ویلاهایشان یا بر بالای کشتی هایشان نصب کرده اند، چیزی که در آلمان زیاد مرسوم نیست. از نگاه ش. این افتخار به آلمانی بودن نیز نشانی بر شرقی بودن این مردم است.

ش. از گذشته می گوید، از زمان هیتلر، از زمان دیوار و جی د آر. و از اینکه سالها از آلمانی بودنش احساس سرافکندگی می کرده تا اینکه فیلم فهرست شیندلر بر پرده می آید و به پیشنهاد پدر و مادرش فیلم را می بیند. می گوید بعد از دیدن این فیلم سرم را بلند کردم و گفتم من آلمانی ام. با همه خوبی ها و بدیهاش من آلمانی ام.

۴ نظر:

  1. dooste aziz in D.D.R. hast! na jdr.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

      حذف

    2. منظور زمان GDR و نه JDR
      زمان جی د آر(GDR) یا ددآر (DDR)!

      حذف
  2. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخ دادنحذف