بیست و چهارم
فروردین نودویک
این هم از طولانی
ترین خورشیدی که تا حالا تجربه کردم. در طول روز حرکت می کنیم و روز طولانی و
طولانی تر می شود. تمام مدت روی صندلی نیم متری نشستم بی هیچ حرکتی. روزهایی را که
به اجبار دیکته کرده ام جلوی چشمانم رژه
می روند. حالا انگار زنگ حساب و هندسه رسیده باشد شروع می کنم به جمع و تفریق و
ضرب و تقسیم. بدها را از هم کم می کنم، خوب ها را دوتا دوتا می شمارم، گاهی هم به
توان می رسانم، و با این که حساب و هندسه خوب می دانم اما باز کم می آورم، تکرار دوباره و سه باره و چندباره هم فایده ای ندارد... این روز تا کجا می خواهد ادامه پیدا کند؟
داری می ری آمریکا
پاسخ دادنحذف