چهاردهم فروردین هشتادونه
حق دارم الان گیج بزنم. حدود ده روز پیش نامهای داشتم به زبان آلمانی. بعد از کلی بالا و پایین کردن فهمیدم که باید تا یک ماه بعد تاریخ نامه برلین باشم. وقتی تو اروپا حرف سفر میشه یعنی خالی کردن جیب به معنای واقعی. تنها راهی که میشه سفر ارزون قیمتتر داشت برنامه ریزی از حداقل سه ماه قبل از حرکته. اینه که منم شروع کردم به برنامهریزی کردن.
بعد چند روز این ور اون ور کردن تازه به این فکر افتادم ببینم تاریخ نامه کی بوده!!! یک هو انگار که پتکی به سرم کوبیده باشن فهمیدم یک هفته بیشتر وقت ندارم. خلاصه نشستم پای اینترنت به دست و پا زدن. مشکل اصلی اینه که این هفته تعطیلات عید پاکه و بلیط معمولی هم گیر نمییاد چه رسد به بلیط ارزون قیمت.
فقط بگم الان روزی صد بار رحمت میفرستم به اتوبوسهای سیر و سفر که با صد تا منت تازه سوارشون نمیشدیم و قطارهای رجا که کلی لطف میکردیم سالی یکبار بلیط شش هزارتومنیشون رو میخریدیم.
موفق باشی رفیق
پاسخ دادنحذفسخته اما تو می تونی خوب تویی دیگه!
سلام
پاسخ دادنحذفاز صمیم قلب دعا می کنم کارتون درست بشه و مطمئنم که درست می شه.:)زندگی همش سفره باید برای لحظه لحظش برنامه ریزی کرد.
موفق باشید دوست عزیز:)
سین دخت جان ممنون، لطفت پایدار.
پاسخ دادنحذفسلام زینب جان، ممنون برای زحمت هایی که بهت دادم. توی این سفر همسفر خوب داشتن بزرگترین نعمته :)
پاسخ دادنحذفسلام البته من و نفیسه تازگی به لطف یکیاز این اتوبوسای سیر و سفر رفتیم دیدن اعظم که جات خالی خاطرهای شد برای همه عمرمان از همه چیزش که بگذری همیرا رو داشته باش با جیغ جیغ کردنش تو جاده!
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفچه کار خوبی کردین، همت تون جای تبریک داره ؛)
من الان که از ایران دور شدم می فهمم که مسافرت اونجا چه حالی می ده. حیف آدم وقتی چیزی رو از دست می ده تازه ارزشش رو می فهمه.
خوش باشین دوستای خوبم.
با کمی تاخیر سفر خوبی رو برات آرزو میکنم تا حالا از پسش بر اومدی
پاسخ دادنحذفشاد باشی مهدیه عزیز
سلام مهدیه جونم
پاسخ دادنحذفپرنده ی عزیزم الان نمی دونم کجایی ولی خیلی مواظب خودت باش و خیلی دلم برات تنگ شده ...
موفق باشی
مهدیه جونم هنوز نیومدی نکنه رفتی آلمان زیر سرت بلند شده / جای ما رو هم خالی کن یه سالی چند تا آلمانیو/بخاطر لهجشون/با دوستم تو خیابون دیدیم محو تماشای جمال و جبروتشون شدیم به دوستم گفتم من فکر می کردم اینها دروغکی این شکلین می گفتم جلوه های ویژه است دوستم گفت فکر کنم تو خیلی خری
پاسخ دادنحذففاطمه جونم داشتم می اومدم پیشت ولی لغو پروازها برنامه هام رو بهم ریخت.
پاسخ دادنحذفدل منم خیلی تنگه ولی چاره ای نیست انگار.
سمیرا جونم رفتم و برگشتم، زیر سرم بلند شد چه بلند شدنی :) کم کم حکایت هایش رو تعریف می کنم، ولی این آلمانی ها هم اعجوبه هایی هستن ها، شناختنشون طول می کشه.
پاسخ دادنحذف