سیزدهم آبانماه هشتادوهشت
با ورود به شهری ناآشنا، شهری که در آن یک همزبان نمیبینی و تنها تصویر راه ارتباطی با دنیای پیرامون است، خودت را فراموش میکنی. امروز من نبودم، انگار کس دیگری خود را در جلد من جای داده بود. حتی الان که در مقابل کامپیوتر خودم نشستم و به فارسی مینویسم هنوز باور ندارم که این من هستم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر